پنهان نوشت

حرف هایی توی دلم هست که به هیچکس نمیتونم بگم.اینجا مینویسم تا سبک شوم

پنهان نوشت

حرف هایی توی دلم هست که به هیچکس نمیتونم بگم.اینجا مینویسم تا سبک شوم

بعد جنسی در تعدد

یکی از مسائلی که در تعدد زن اول را خیلی آزار میده، دونستن اینه که مردش شریک جنسی دیگه هم داره، و دائم این فکر مثل خوره مغز زن اول رو میخوره نکنه اون از من گرمتر، لوندتر و همه چی تر باشه... مخصوصا به علت مشغله بیشتر، به علت زایمان ها و حتی فشار عصبی ناشی از تعدد، نشاط جنسیش ممکنه کمتر شده باشه و در نتیجه دائم خودش رو بازنده رقابت جنسی با هوو میدونه.(البته اینو بگم که در ازدواج دوم دائمی، زن دوم هم بعد از مدتی در مورد مسائل جنسی خودش رو دائم در رقابت با زن اول میبینه و حتی هستند زن دوم هایی که صراحتا با شوهرشون دعوا دارن که چرا تو با زن اول بیشتر رابطه داری!!! جل الخالق ازین همه پررویی!)

بالاخره دو تا زن قطعا نمیتونن به یک اندازه شور و نشاط جنسی داشته باشن. حتما یکی گرمتر از دیگریه و قطعا مرد برای رابطه به سمت اون گرمتره کشش بیشتری داره. 

دنیا جای مزخرفیه

نظرات 5 + ارسال نظر
تراویس بیکل جمعه 25 آبان 1403 ساعت 12:47 https://travisbickle4.blogsky.com/

اقدس و شوهرت رسمی نشد ازدواجشون؟

نه. فکر کنم قرار هم نیست رسمی بشه

اینک یکشنبه 6 آبان 1403 ساعت 17:55

شاید باورت نشه؛ ولی واقعیت داره.
زن دوم هم بعد از اولین زایمان، نشاط جنسی اش تغییر می کنه و تموم نشاطش رو صرف نوزاد عزیزش می کنه.
این وسط کسی که خیلی ضرر می کنه، شوهره.

چون هر دوتا زن، به امید اینکه اون یکی زن هست، خیلی خودشون رو بخاطر تمکین جنسی، اذیت نمی کنن.

توی زندگی تعددی، محبت ادامه پیدا می کنه.‌ولی شدت وابستگی، خیلی خیلی پایین
میاد.

شاید همین باعث بشه که باز دوباره بره سرجای اول! بره سراغ زن سوم!
اونم یه مدت داغه. حال می کنه. اما دوباره فضا عادی میشه. برای زن سوم هم عادی میشه.

اگه مثلا دوران عقد و خوشی برای زن اول که هردونفر قبلش مجرد بوده اند، یک الی دوسال بوده، برای زن دوم ۳ ماه و برای زن سوم یه ماه بیشتر طول نمی کشه.

چون مرد براش همه چی عادیه و فقط یه کم تنوع وارد زندگی اش میشه که همون تنوع هم بعد از مدتی تبدیل میشه به اضافه کاری های مرد برای کسب معاش که بتونه از پس امورات سنگین سه تا زندگی بر بیاد!


بیچاره زن چهارم!!! چی بهش می رسه؟

چه خبره! رودل نکنن...

مانا شنبه 5 آبان 1403 ساعت 12:32

سلام
من فقط میخواستم فاطمه رو لایک کنم
خیلی درست و منطقیه

فهیمه جمعه 4 آبان 1403 ساعت 14:04

چقدر مدل پستت مثل اینک بود
کاش اینک وبلاگش رو نمیبست

فاطمه :) شنبه 28 مهر 1403 ساعت 11:11

دیگه وقتی انقدر راحت میره سراغ یه زن دیگه و بهت میگه و تو رو انقدر حرص میده چه اهمیتی داره که برنده رقابت زن اول باشه یا نباشه؟
زن اول خوبه از خودش بپرسه حالا مثلا من گرم تر و لوند تر و همه چی تر نباشم مثلا چه اتفاقی میفته؟ بهم خیانت میکنه؟!
یه وقتایی کافی بودن کافیه، لازم نیست خودتو اذیت کنی که حتما ایده آل باشی
تمکین کن، خوب باش باهاش، خودتو اذیت نکن
وظیفه شرعی و اخلاقیتو انجام بده، اونقدری که دوسش داری لذت هم ببر، ولی خودتو در رقابت نبین. گاهی از خودتو بپرس این مرد ارزششو داره که بخاطرش من انقدر اعصابم بهم بریزه و انقدر خودمو تحقیر کنم و خودکم بینی پیدا کنم؟
به خودت برس پنهان
هرجوری خودت حال میکنی با زندگی حال کن
دنیا واقعا بی ارزشه ولی شیرینی های خودشم داره، خوشحالی و ناراحتیتو گره نزن به مردی که یکبار چنین کاری باهات کرده
یه وقتا با دوستات برو سفر
اگر با ورزش حال میکنی یه وقتا برو ورزش
دیگه اگر اون دنبال حق شرعی و علاقه شخصیش بوده تو هم سرویس زیاده و بیش از حد لازم شرعی نده
یه وقتا به خودت استراحت بده در زندگی، بچه ها رو بذار پیشش بگو حالت خوب نیست چون ازش ناراحتی، میخوای بری پیاده روی، شام هم خودش از بیرون بگیره

نمیخوام بگم دعوا کن زندگی رو جهنم کن
ولی میخوام بگم برّه هم نباش، گوشت قربونی نباشه
اون لذت یا منفعت یا نگاه شخصیش رو به اعصاب تو ترجیح داده و رفته یکیو صیغه کرده، خب تو هم گاهی فقط کافی باش تا قدر اونهمه سال ایده آل بودنت به چشمش بیاد. چرا نگران میشی که اون زن از تو بهتر باشه؟ خب اصلا بهتر باشه، شوهرت ارزونی خودش
وقتشه تو هم به فکر خودت باشی
نکنه بخاطر همسرت نرفته باشی درس بخونی یا کار کنی ولی علاقت اینا باشه؟؟ الان وقتشه اجازه شو بگیری با زیرکی و بری سراغ زندگی ایده آلی که تابحال بخاطر گذشت ازش گذشته بودی

کلا نگرانتم

نگران نباش... فعالم... منتها یک فعال بی اعصاب!!!

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد