پنهان نوشت

حرف هایی توی دلم هست که به هیچکس نمیتونم بگم.اینجا مینویسم تا سبک شوم

پنهان نوشت

حرف هایی توی دلم هست که به هیچکس نمیتونم بگم.اینجا مینویسم تا سبک شوم

بعد جنسی در تعدد

یکی از مسائلی که در تعدد زن اول را خیلی آزار میده، دونستن اینه که مردش شریک جنسی دیگه هم داره، و دائم این فکر مثل خوره مغز زن اول رو میخوره نکنه اون از من گرمتر، لوندتر و همه چی تر باشه... مخصوصا به علت مشغله بیشتر، به علت زایمان ها و حتی فشار عصبی ناشی از تعدد، نشاط جنسیش ممکنه کمتر شده باشه و در نتیجه دائم خودش رو بازنده رقابت جنسی با هوو میدونه.(البته اینو بگم که در ازدواج دوم دائمی، زن دوم هم بعد از مدتی در مورد مسائل جنسی خودش رو دائم در رقابت با زن اول میبینه و حتی هستند زن دوم هایی که صراحتا با شوهرشون دعوا دارن که چرا تو با زن اول بیشتر رابطه داری!!! جل الخالق ازین همه پررویی!)

بالاخره دو تا زن قطعا نمیتونن به یک اندازه شور و نشاط جنسی داشته باشن. حتما یکی گرمتر از دیگریه و قطعا مرد برای رابطه به سمت اون گرمتره کشش بیشتری داره. 

دنیا جای مزخرفیه

آرزوی رسوایی

یه وقتا با خودم فکر میکنم برم ادرس خونه اقدس رو گیر بیارم، یه جور مرموز طور به خانوادش اطلاع بدم که دخترشون چه غلطی کرده. جلوش رو بگیرن.

ولی بازم میگم شاید بدتر بشه، وقتی علنی بشه دیگه از چیزی ابایی نداشته باشن و راحت برن ازدواج دائم بکنن.

حالا اینکه چه طوری یواشکی بدون اینکه ردی از خودم باقی بذارم، برم اطلاع بدم هم خودش مساله اس!!!

بازگشت خشم

یه مدت بود اقدس خیلی برام رفته بود توی حاشیه. زیاد از یادش عصبی نمیشدم. ولی یه مدته باز دوباره برام بولد شده. وسوسه میشم برم پیاماشو بخونم. خشمم شعله ور میشه و مثل سابق نفرینش میکنم.

امیدوارم همه چیز زو تر بخوابه و من به اون حال آشفته قبل برنگردم.

الهی زودتر گورشو گم کنه بره.