-
آشکار
شنبه 2 فروردین 1404 05:51
مدتیه که شوهرم جلوی من خیلی راحتتر از قبل به اقدس پیام میده. زیاد پیام زدنای آشکاراش داره میره روی مخم. خدا کمکم کنه بتونم بی خیالش بشم
-
وسوسه
جمعه 3 اسفند 1403 13:12
مدتیه دارم وسوسه میشم برم با دختره حرف بزنم و بشورم و پهنش کنم. حتی اگر فایده نداشته باشه. ولی از یه چیزی نگرانم. میترسم با دیدن من پاش بیشتر تو زندگیم باز بشه. الان فقط یه سایه ی شومه. حضور نداره.
-
بی خوابی
شنبه 27 بهمن 1403 23:54
امشب فکر دختره بی هیچ دلیل خاصی افتاده تو سرم و نمیذاره بخوابم. اقدس روح و روانم رو نابود کردی. نمی بخشمت
-
ارزوی خوشبختی
چهارشنبه 26 دی 1403 18:01
اقدس ایشالله یه شوهر خوشگل و پولدار و خوب و همه چیز تموم گیرت بیاد. باهاش ازدواج کنی. بعد مثلا وقتی داری توی رختخواب با شوهرت عشق بازی میکنی ببینی اسم یک عنتر افتاد روی گوشی شوهرت. ان لحظه با تمام وجودت اتیش بگیر
-
کاری نداری؟
دوشنبه 17 دی 1403 00:25
فکر کنم تو سریال برره بود، وقتی یک نفر مزاحم بود بهش میگفتن: کاری نداری بری بمیری؟! یه وقتا که میبینم اقدس داره ور میزنه دلم میخواد گوشی بردارم بهش پیام بزنم بگم: کاری نداری بری بمیری؟ دختره ی مزاحم بی شعور بی بته. باز هم آرزو میکنم با چشمای خودت ببینی که عزیزترین کسانت، سرشون هوو اومده و از غصه جلوت آب بشن. خاک بر سر
-
بی کلام
یکشنبه 25 آذر 1403 11:38
یک روز تعطیل، از صبح فقط نیم خط حرف غیر روزمره با من زده. ولی چندین بار دیدم داشت به اقدس پیام میداد. خیلی مزخرفی
-
تماس هر روزه
جمعه 2 آذر 1403 10:42
امروز رفتم تو گوشی شوهرم یه سرکی کشیدم دیدم هر روز دوبار باهم تماس دارن. هرررر رووووز بمیری ایشالله. چی میگی این همه ور میزنی؟ زنیکه بی وجدان خاک بر سر. کی میشه سایه ت از سر زندگی من کم شه؟ سایه نحس و شومت. حالم ازت بهم میخوره عفریته. روز مرگ تو، جشن میگیرم.
-
بعد جنسی در تعدد
پنجشنبه 26 مهر 1403 09:54
یکی از مسائلی که در تعدد زن اول را خیلی آزار میده، دونستن اینه که مردش شریک جنسی دیگه هم داره، و دائم این فکر مثل خوره مغز زن اول رو میخوره نکنه اون از من گرمتر، لوندتر و همه چی تر باشه... مخصوصا به علت مشغله بیشتر، به علت زایمان ها و حتی فشار عصبی ناشی از تعدد، نشاط جنسیش ممکنه کمتر شده باشه و در نتیجه دائم خودش رو...
-
آرزوی رسوایی
چهارشنبه 18 مهر 1403 23:35
یه وقتا با خودم فکر میکنم برم ادرس خونه اقدس رو گیر بیارم، یه جور مرموز طور به خانوادش اطلاع بدم که دخترشون چه غلطی کرده. جلوش رو بگیرن. ولی بازم میگم شاید بدتر بشه، وقتی علنی بشه دیگه از چیزی ابایی نداشته باشن و راحت برن ازدواج دائم بکنن. حالا اینکه چه طوری یواشکی بدون اینکه ردی از خودم باقی بذارم، برم اطلاع بدم هم...
-
بازگشت خشم
پنجشنبه 5 مهر 1403 10:17
یه مدت بود اقدس خیلی برام رفته بود توی حاشیه. زیاد از یادش عصبی نمیشدم. ولی یه مدته باز دوباره برام بولد شده. وسوسه میشم برم پیاماشو بخونم. خشمم شعله ور میشه و مثل سابق نفرینش میکنم. امیدوارم همه چیز زو تر بخوابه و من به اون حال آشفته قبل برنگردم. الهی زودتر گورشو گم کنه بره.
-
تحرکات مشکوک
جمعه 30 شهریور 1403 10:08
سلام. خیلی وقت بود پست نمیگذاشتم چون تقریبا اتفاق خاصی نمی افتاد. اقدس و شوهرم روابطشون یکنواخت شده، خیلی کم همو میبینن و بیشتر ارتباطشون مجازی و با تماس هست. اما اخیرا داره یک اتفاقاتی میفته. نمیدونم چی تو سر شوهرمه. البته به نظر میرسه اقداماتش روابط مجازیشون رو کمتر میکنه ولی بالاخره یه موضوع جدیده، نمیدونم چی قراره...
-
هر سال
جمعه 3 فروردین 1403 08:51
انشالله آرزوی«نشستن سر سفره هفت سین با شوهر من» رو به گور ببری.... سال نوی همه به غیر از اقدس مبارک!!
-
کوفتت بشه
جمعه 4 اسفند 1402 10:57
کوفتت بشه ایشالله بهت بد بگذره انشالله هر روز برات یه اتفاق تلخ بیفته تا از دماغت در بیاد
-
فحش!
شنبه 28 بهمن 1402 22:17
بچه که بودیم تو مدرسه وقتی بچه ها میخواستن یکی رو تحقیر کنن اینجوری میخوندن: مثلا: شیرین خره، گاو منه!! این سالها این بیت فحش، شاه بیت نشخوارهای ذهنی منه: اقدس خرههههه، گاو منههههه برای وقتایی که خیلی حرصی ام جوابه!
-
آن لحظه هزار بار تقدیم تو باد
جمعه 13 بهمن 1402 11:00
اقدس! دلم میخواد هر وقت ازدواج کردی، شب که با شوهرت رفتی توی اتاق خواب، ببینی شوهرت گوشیش رو برداشته داره به یک زن دیگه پیام میده. حالت در اون لحظه برام دیدنیه.... آن لحظه هزاران بار تقدیم تو باد....
-
تکراری
شنبه 2 دی 1402 22:53
معمولا چیزهایی که پیش میاد در مورد اقدس، تکراری هستن و قبلا در موردشون نوشتم. برای همین کم مینویسم. گاهی هم یه بحث با موضوع اقدس بین من و شوهرم پیش میاد شوهرم تا یه مدت پنهان کاریش رو بیشتر میکنه
-
عادی سازی
دوشنبه 6 آذر 1402 22:29
همسرم اخیرا گهگداری حرف اقدس رو بی پروا توی خونه میزنه... به طرز اشکاری داره عادی سازی میکنه... منم فقط تو دلم فحش میدم به اقدس
-
کم رنگ
شنبه 6 آبان 1402 14:18
شکر خدا چند وقته اقدس پیامک نمیزنه. منم حساسیتم به گوشی همسرم کم شده. ور ور هاش رو برده تو همون پیامرسان. اسم مسخرش رو گوشی همسر نمیفته
-
اکنون
جمعه 28 مهر 1402 10:21
اگر کامنت ها رو دنبال کرده باشید احتمالا دیدید یک نفر به نام اکنون گاهی میاد تو کامنت ها برای اینک رجز میخونه! البته من ۹۰ درصد پیامهاش رو تایید نمیکنم، چون یا غیر مودبانه س یا پرت و پلا و تهدید. اون ادعا میکنه که خیلی به اینک نزدیک شده و از جزئیات زندگیش با خبره و میخواد ازش انتقام بگیره!! این پست رو برای اکنون...
-
پیامرسان یا پیامک
چهارشنبه 22 شهریور 1402 10:53
معمولا شوهرم و اقدس توی یک پیام رسان خاص به هم پیام میزنن. و کمتر پیش میاد از پیامک استفاده کنند. شاید علتش اینه که پیامک بزنه اسم فرستنده رو صفحه قفل گوشی میفته و شوهرم نمیخواد من ببینم. اما نمیدونم چرا اخیرا علاوه بر چت هاشون توی پیامرسان، پیامک هم زیاد میزنه اقدس. و همین کارش من رو به گوشی همسر حساس کرده. همش از...
-
عکس یواشکی
یکشنبه 19 شهریور 1402 12:45
چند روزه شوهرم و اقدس زیاد پیام میزنن. منم حرصم میگیره. یواشکی با گوشیم زوم میکنم رو گوشی شوهرم و از صفحه چت هاشون عکس میگیرم! بعد میشینم میخونم ببینم چی گفته! همشم چرت و پرت میگه دختره. حرف مهمی نداره بزنه. از سر تنهایی فقط پیام میده. فکر کنم دوست صمیمی نداره. من این جور حرفای پیش پا افتاده رو با دوستام میزنم. نه با...
-
پیام
یکشنبه 29 مرداد 1402 18:10
امروز شوهرم و اقدس خیلی بهم پیام دادن. رفتن رو مخم. دارم وسوسه میشم برم سر گوشی شوهرم فضولی کنم....
-
گام اول
دوشنبه 9 مرداد 1402 12:06
امروز خیلی زیر پوستی گام اول رو برداشتم. به یک واسطه پیام دادم و سعی کردم یک مرحله بهش نزدیک بشم.
-
خبری در راه است
سهشنبه 3 مرداد 1402 20:58
یه اتفاق جالب داره میفته... ممکنه راهی باز بشه بدون اینکه اقدس مشکوک بشه بتونم بهش دسترسی پیدا کنم. بدون اینکه نیاز بشه خودمو معرفی کنم. ممکن هم هست نشه... باید دو هفته ای صبر کنم ببینم چی پیش میاد
-
یک خاطره ی سیاه
جمعه 26 خرداد 1402 01:50
امروز پیرو سوال بچه م در مورد پنچر شدن ماشین پرت شدم به چند سال پیش. یک روز که تلخیش رو هنوز در اعماق وجودم حس میکنم. من باردار بودم، اون موقع رابطه من و همسرم به شدت پر تنش و سرد و تلخ بود. دچار خونریزی شده بودم. رفته بودیم بیمارستان و استرس زیادی داشتم. در راه برگشت از بیمارستان متوجه شدیم ماشین پنچره. کنار اتوبان...
-
جایی که اقدس نیست
پنجشنبه 4 خرداد 1402 19:34
یه وقتهایی یک سری تفریحات و مسافرت هایی پیش میاد میریم که میدونم اقدس در حال حاضر اصلا نمیتونه چنین سفرهایی با شوهرم بره. وقتی در اوج سرخوشی در چنین تفریحاتی هستم با خودم میگم: اقدس دلت بسوزه. تو کجایی الان. خدا رو شکر که نمیتونی اینجوری با شوهرم خوش بگذرونی. ایشالله هیچ وقت هم نتونی. چه قدر خوبه که تو اینجا نیستی....
-
یواشکی
پنجشنبه 24 فروردین 1402 14:57
نمیدونم چی شده باز اقدس یه عالمه پیام میزنه به شوهرم. امروز هربار داشتم از یک متری شوهرم رد میشدم و گوشی دستش بود، زیر چشمی نگاه میکرد ببینه من دارم سمتش میرم یا نه! شاید آه و ناله برای شب قدر بوده
-
سال نو
سهشنبه 1 فروردین 1402 03:07
کمی بعد از اینکه سال تحویل شد شروع کردم به شوهرم گیر دادن که بهم عیدی بده. اونم موبایلش رو برداشت و برام یه مبلغی رو کارت به کارت کرد. بلافاصله بعدش هم دقیقا همون مقدار رو برای اقدس کارت به کارت کرد. اصلا عیدیه کوفتم شد. اقدس...الهی هر یک ریال پولی که شوهرم بهت میده فقط خرج دوا درمون و بدبختیات بشه. الهی خیرش رو...
-
ارزونی تو
یکشنبه 7 اسفند 1401 20:40
یه وقتا که شوهرم توی زندگی بدقلق بازی درمیاره دلم میخواد به اقدس بگم این شوهر ارزونی خودت. بیا ورش دار ببر من یه نفس بکشم
-
خبیث
یکشنبه 23 بهمن 1401 18:04
اقدس هیچ وقت دوست ندارم مادرت به عزات بشینه. چون خودم یه مادرم. اگر قراره بمیری دعا میکنم با مادرت با هم بمیرید! که مادرت غصه نخوره. ولی ازین که تو داغ عزیزات به دلت بشینه اصلا ناراحت نمیشم... انقدر خبیث شدم. فقط امید وارم مرگ عزیزات باعث نشه بیشتر اویزون این شوهر بشی.