پنهان نوشت

حرف هایی توی دلم هست که به هیچکس نمیتونم بگم.اینجا مینویسم تا سبک شوم

پنهان نوشت

حرف هایی توی دلم هست که به هیچکس نمیتونم بگم.اینجا مینویسم تا سبک شوم

وسوسه

مدتیه دارم وسوسه میشم برم با دختره حرف بزنم و بشورم و پهنش کنم. حتی اگر فایده نداشته باشه.

ولی از یه چیزی نگرانم. میترسم با دیدن من پاش بیشتر تو زندگیم باز بشه. الان فقط یه سایه ی شومه. حضور نداره. 

نظرات 5 + ارسال نظر
اینک پنج‌شنبه 9 اسفند 1403 ساعت 13:38

بذار در حد همون سایه ی شوم باقی بمونه.

دختره ، براحتی، عمر و وقت و جوانی اش رو صرف مردی می کنه که حتی براش یه زندگی عادی رو هم تهیه نکرده! فرصت ازدواج و فرزند آوری اش رو داره از دست میده.

هیچ کاری نکن! بذار در حد همون سایه باقی بمونه!

اصلا هم وسط زندگیت نیست فعلا.
خیالت راحت باشه.

فاطمه :-) یکشنبه 5 اسفند 1403 ساعت 01:53

کاش بری پیش مشاور برای همه این مسائل مرتبط با اقدس
پول مشاور رو هم با فراغ بال از همسرت بگیری و متوجهش کنی که بخاطر فشاری که وجود اقدس، روی اعصابت ایجاد کرده نیاز به صحبت و مشاوره داری
اینجوری هم تک تک قدم هات رو با مشورت پیش میبری، هم برون ریزی داری و آروم تر میشی، هم یه تنبیه و تنبه ای برای اون مرد ه

فریبا شنبه 4 اسفند 1403 ساعت 10:41

عزیزجان چرا خودتو گول میزنی... اقدس الان کامل وسط زندگیته!!
با خودش میگه حتما مشکلی نداری که عکس العملی نشون ندادی کم کم جا پاشو سفت میکنه

شبنم شنبه 4 اسفند 1403 ساعت 06:56

سلام الهی که خدا بهت آرامش بده
اقدس خبر داره که شما از وجودش خبر داری ؟؟؟

بله

الی جمعه 3 اسفند 1403 ساعت 16:37

این حرکت برا مراحل اولیه آشناییشونه
الان بخوای همچین کاری کنی نتیجه عکس میگیری

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد