دیروز نمیدونم چه خبر شده بود که باز شوهرم و اقدس یک سره مشغول چت بودن. یعنی هربار که شوهرم پیاماشو باز میکرد چشم مینداختم میدیدم اقلا 60،70 تا خط نوشته...نوشته...نوشته... لال بمیری! چی میگی این همه؟!!!!
حتی تا موقع خواب وقتی رفتم کنار شوهرم خوابیدم داشت به اقدس پیام میداد. من که اومدم پیشش دیگه مجبور شد گوشی رو بذاره کنار بخوابه.
حالا الان که شوهرم خونه نیست. عصر بیاد ببینیم قصه گفتنای اقدس تموم شده یا باز روی مخه.
ازت نمیگذرم که توی لحظه لحظه خلوت من و شوهرم حضور داری.
یکی از بزرگترین ارزوهام اینه که یه شوهر خیلی عالی برات پیدا بشه. دست از شوهر من برداری. بری ازدواج کنی. بعد شوهرت سرت هوو صیغه ای بیاره. یکسره مخل زندگیت باشه
ایشالله به حق امام رضا سرت بیاد
آیا ایشون هم خوششون میاد که وقتی خونه هستن شما هم مشغول چت و گفتگو با دوست و آشنایی باشید و به ایشان توجهی نکنید؟!
ببخشید اینجا این پیام رو میذارم..
اینک جان کجایی؟؟چرا نمی نویسی دیگه؟؟
سلام
امروز در موردش مینویسم
انشالله
انشااللللله


الهی آمین