از چند روز بعد از شروع جنگ، چت های اقدس و شوهرم خیلی نامحسوس شده بود. به ندرت من متوجه پیام دادناشون میشدم.
خیلی ارامش داشتم
الان دو روزه دوباره یه سره شوهرم تو خونه جلو چشم من پیام میده. داره میره رو مخم
اقدس شرت رو کم کنن
برو
شنبه 30 خرداد 1405 ساعت 00:46