دو سه روزی بود که حال زندگیمون خیلی خوب بود. هیچ خبری هم از اقدس نبود
ولی یهو سر شب دیدم اسم اقدس روی گوشی شوهرم افتاد. پیام زده بود. همه حال خوبم دود شد رفت هوا...
ای کاش یک فالی بگیری این شب چله که بیاد: تو دلی شکستی که تا اخر عمر نفرین اون دل پشت سرته...
خاک بر سر...
از وقتی بعضی پیام رسان ها فیل تر شده اقدس گاهی پیامک میده به شوهرم. و این باعث شده من به زنگ پیامکش حساس شم. وقتی خودش دور و بر گوشیش نباشه تا صدای پیامک میاد شیرجه میرم رو گوشیش ببینم اسم کی افتاده.
خیلی بده اینجوری!
امروز وقتی داشتم با یک خانم زن اول چت میکردم یهو از یه حرفش یادم اومد، قبلا که چندباری رفته بودم سر گوشی همسر و چت هاش با اقدس رو خونده بودم دیده بودم اسمش رو با م مالیکیت می نویسه
مثلا: اقدسم!!!
باز حالم خراب شد... تموم افکار منفی مثل سیل ریخت توی وجودم. از ته دلم به دوتاشون فحش دادم...
خدایا تو میبینی... برام بسه
اخیرا همسرم دیر به دیر با اقدس رابطه داره. فکر کنم مشکل مکان دارن!!
با این حال وقتی میفهمم رابطه داشته حالم بیشتر از اون موقع که رابطه شون زیاد بود، بد میشه!!
فاصله زمانی که میفته یه مدت انگار یادم میره اقدسی هم وجود داشته
همیشه با خودم میگفتم که شاید یک علتی که شوهرم اقدس رو دائم نمیکنه اینه که حق طلاق میفته دست من. امروز در مورد مشکلات زن و شوهرها صحبت میکردیم که حرف حق طلاق شد. بهش گفتم که این فکر رو میکنم. به شدت جا خورد!!! گفت نه اصلا اینطور نیست.
جاخوردنش از فکر من بود. نه اینکه زده باشم تو خال...
دلم میخواد بدونم زن هایی که با طلاق عاطفی زندگی میکنن نیازهای عاطفیشون رو چه کار میکنند. همه که دنبال دوست پسر نیستن. زن های قدیمی زمانی که مرد سالاری بوده و به زن محبت نمیکردن، چه طوری دوام میاوردن... کاش منم بتونم مثل اونا بشم
الهی بری زیر گل...
سر صبحی چشامو باز کردم دیدم شوهرم داره براش پول میریزه.... ایشالله خرج دوا درمونت شه... بعدشم تو یک پیام رسان کوفتی داشت پیامای اقدس رو میخونه. باز گور به گور شده ی الاغ دویستا پیام ور ور کرده بود.
بمیر دیگه
امشب در ادامه بحث هفته پیش با شوهرم کمی اوقات تلخی داشتیم. بعدش شوهرم از خونه رفت بیرون.
بچه ها هم خونه نبودند... خیلی ناراحت بودم... از ته دل با صدای خیلی بلند جیغ زدم و اقدس رو نفرین کردم... یه جوری جیغ میزدم که فکر کنم صدام تا خونه همسایه ها هم رفته باشه...
فعلا در موقعیتی هستم که امکان قهر کردن از خونه رو ندارم. وگرنه این کار رو میکردم
بعد از مدتها دوباره امروز سر یه چیزی که به اقدس مربوط میشد با شوهرم بحثم شد.
حالا قهر کرده مثلا...
اعصابم خرده
امیدوارم بتونم تحمل کنم و محلش ندم
دلم میخواد زنگ بزنم به اقدس فحش بدم...