-
خبری در راه است
سهشنبه 3 مرداد 1402 20:58
یه اتفاق جالب داره میفته... ممکنه راهی باز بشه بدون اینکه اقدس مشکوک بشه بتونم بهش دسترسی پیدا کنم. بدون اینکه نیاز بشه خودمو معرفی کنم. ممکن هم هست نشه... باید دو هفته ای صبر کنم ببینم چی پیش میاد
-
یک خاطره ی سیاه
جمعه 26 خرداد 1402 01:50
امروز پیرو سوال بچه م در مورد پنچر شدن ماشین پرت شدم به چند سال پیش. یک روز که تلخیش رو هنوز در اعماق وجودم حس میکنم. من باردار بودم، اون موقع رابطه من و همسرم به شدت پر تنش و سرد و تلخ بود. دچار خونریزی شده بودم. رفته بودیم بیمارستان و استرس زیادی داشتم. در راه برگشت از بیمارستان متوجه شدیم ماشین پنچره. کنار اتوبان...
-
جایی که اقدس نیست
پنجشنبه 4 خرداد 1402 19:34
یه وقتهایی یک سری تفریحات و مسافرت هایی پیش میاد میریم که میدونم اقدس در حال حاضر اصلا نمیتونه چنین سفرهایی با شوهرم بره. وقتی در اوج سرخوشی در چنین تفریحاتی هستم با خودم میگم: اقدس دلت بسوزه. تو کجایی الان. خدا رو شکر که نمیتونی اینجوری با شوهرم خوش بگذرونی. ایشالله هیچ وقت هم نتونی. چه قدر خوبه که تو اینجا نیستی....
-
یواشکی
پنجشنبه 24 فروردین 1402 14:57
نمیدونم چی شده باز اقدس یه عالمه پیام میزنه به شوهرم. امروز هربار داشتم از یک متری شوهرم رد میشدم و گوشی دستش بود، زیر چشمی نگاه میکرد ببینه من دارم سمتش میرم یا نه! شاید آه و ناله برای شب قدر بوده
-
سال نو
سهشنبه 1 فروردین 1402 03:07
کمی بعد از اینکه سال تحویل شد شروع کردم به شوهرم گیر دادن که بهم عیدی بده. اونم موبایلش رو برداشت و برام یه مبلغی رو کارت به کارت کرد. بلافاصله بعدش هم دقیقا همون مقدار رو برای اقدس کارت به کارت کرد. اصلا عیدیه کوفتم شد. اقدس...الهی هر یک ریال پولی که شوهرم بهت میده فقط خرج دوا درمون و بدبختیات بشه. الهی خیرش رو...
-
ارزونی تو
یکشنبه 7 اسفند 1401 20:40
یه وقتا که شوهرم توی زندگی بدقلق بازی درمیاره دلم میخواد به اقدس بگم این شوهر ارزونی خودت. بیا ورش دار ببر من یه نفس بکشم
-
خبیث
یکشنبه 23 بهمن 1401 18:04
اقدس هیچ وقت دوست ندارم مادرت به عزات بشینه. چون خودم یه مادرم. اگر قراره بمیری دعا میکنم با مادرت با هم بمیرید! که مادرت غصه نخوره. ولی ازین که تو داغ عزیزات به دلت بشینه اصلا ناراحت نمیشم... انقدر خبیث شدم. فقط امید وارم مرگ عزیزات باعث نشه بیشتر اویزون این شوهر بشی.
-
تبلیغ
پنجشنبه 29 دی 1401 10:12
اینایی که فکر میکنن من زیر پوستی دارم تعدد رو تبلیغ میکنم واقعا انسانهای جالبی هستند!!! من رو یاد ادمایی میندازن که همش توهم توطئه دارن!! بعد شما که انقدر تحلیلگران حرفه ای هستید بگید چرا من چند ساله دارم درجا میزنم و در راه تبلیغم هنوز هی دارم به اقدس و شوهرم فحش میدم؟ اها... لابد رد گم کنیه! افرین بهش فکر نکرده...
-
ضربه اول
سهشنبه 27 دی 1401 16:26
هر زنی اولش که میفهمه شوهرش سراغ زن دیگه رفته با خودش فکر میکنه مگه من چی کم گذاشتم؟ من چه اشتباهی کردم که این کار رو کرد؟ ولی اگر زن از منجلاب افسردگی این ضربه بتونه بیرون بیاد میفهمه لزوما به خاطر مشکلات زن نبوده که مرد دنبال زن دیگه رفته. کم کم اعتماد به نفس ادم بهبود پیدا میکنه. کاری به مردایی که زن اول رو کلا ول...
-
روز زن
پنجشنبه 22 دی 1401 21:11
فردا روز زن هست اقدس کاش یه روز یه شوهر دیگه پیدا کنی بری. روز زن رو برات جشششششن بگیره. گورت رو از زندگی من گم کنی
-
ضدحال
پنجشنبه 8 دی 1401 23:13
دو سه روزی بود که حال زندگیمون خیلی خوب بود. هیچ خبری هم از اقدس نبود ولی یهو سر شب دیدم اسم اقدس روی گوشی شوهرم افتاد. پیام زده بود. همه حال خوبم دود شد رفت هوا...
-
فال
دوشنبه 28 آذر 1401 22:04
ای کاش یک فالی بگیری این شب چله که بیاد: تو دلی شکستی که تا اخر عمر نفرین اون دل پشت سرته... خاک بر سر...
-
فی لتر
یکشنبه 27 آذر 1401 13:58
از وقتی بعضی پیام رسان ها فیل تر شده اقدس گاهی پیامک میده به شوهرم. و این باعث شده من به زنگ پیامکش حساس شم. وقتی خودش دور و بر گوشیش نباشه تا صدای پیامک میاد شیرجه میرم رو گوشیش ببینم اسم کی افتاده. خیلی بده اینجوری!
-
م مالکیت
چهارشنبه 11 آبان 1401 10:51
امروز وقتی داشتم با یک خانم زن اول چت میکردم یهو از یه حرفش یادم اومد، قبلا که چندباری رفته بودم سر گوشی همسر و چت هاش با اقدس رو خونده بودم دیده بودم اسمش رو با م مالیکیت می نویسه مثلا: اقدسم!!! باز حالم خراب شد... تموم افکار منفی مثل سیل ریخت توی وجودم. از ته دلم به دوتاشون فحش دادم... خدایا تو میبینی... برام بسه
-
فاصله
دوشنبه 9 آبان 1401 09:13
اخیرا همسرم دیر به دیر با اقدس رابطه داره. فکر کنم مشکل مکان دارن!! با این حال وقتی میفهمم رابطه داشته حالم بیشتر از اون موقع که رابطه شون زیاد بود، بد میشه!! فاصله زمانی که میفته یه مدت انگار یادم میره اقدسی هم وجود داشته
-
حق طلاق
جمعه 29 مهر 1401 12:06
همیشه با خودم میگفتم که شاید یک علتی که شوهرم اقدس رو دائم نمیکنه اینه که حق طلاق میفته دست من. امروز در مورد مشکلات زن و شوهرها صحبت میکردیم که حرف حق طلاق شد. بهش گفتم که این فکر رو میکنم. به شدت جا خورد!!! گفت نه اصلا اینطور نیست. جاخوردنش از فکر من بود. نه اینکه زده باشم تو خال...
-
طلاق عاطفی
پنجشنبه 14 مهر 1401 18:38
دلم میخواد بدونم زن هایی که با طلاق عاطفی زندگی میکنن نیازهای عاطفیشون رو چه کار میکنند. همه که دنبال دوست پسر نیستن. زن های قدیمی زمانی که مرد سالاری بوده و به زن محبت نمیکردن، چه طوری دوام میاوردن... کاش منم بتونم مثل اونا بشم
-
فحش
چهارشنبه 13 مهر 1401 13:36
الهی بری زیر گل... سر صبحی چشامو باز کردم دیدم شوهرم داره براش پول میریزه.... ایشالله خرج دوا درمونت شه... بعدشم تو یک پیام رسان کوفتی داشت پیامای اقدس رو میخونه. باز گور به گور شده ی الاغ دویستا پیام ور ور کرده بود. بمیر دیگه
-
جیغ
سهشنبه 15 شهریور 1401 23:44
امشب در ادامه بحث هفته پیش با شوهرم کمی اوقات تلخی داشتیم. بعدش شوهرم از خونه رفت بیرون. بچه ها هم خونه نبودند... خیلی ناراحت بودم... از ته دل با صدای خیلی بلند جیغ زدم و اقدس رو نفرین کردم... یه جوری جیغ میزدم که فکر کنم صدام تا خونه همسایه ها هم رفته باشه... فعلا در موقعیتی هستم که امکان قهر کردن از خونه رو ندارم....
-
دعوای جدید
دوشنبه 7 شهریور 1401 19:53
بعد از مدتها دوباره امروز سر یه چیزی که به اقدس مربوط میشد با شوهرم بحثم شد. حالا قهر کرده مثلا... اعصابم خرده امیدوارم بتونم تحمل کنم و محلش ندم دلم میخواد زنگ بزنم به اقدس فحش بدم...
-
خدا را شکر
چهارشنبه 5 مرداد 1401 23:43
وقتی یهو یادم میفته مدتهاست اینجا چیزی ننوشتم خدا رو شکر میکنم. وقتی اینجا نمینویسم معنیش اینه که اتفاق خاصی در مورد اقدس پیش نیومده که بخواد عصبیم کنه! لا حول ولاقوه الا بالله...چشم بد دور... فعلا اقدس در حاشیه س. اگرم گاهی حرفی ازش توی خونه زده شده انقدر مهم نبوده که بره روی مخم. به امید روزی که کلا از زندگی من بره...
-
اینک
جمعه 27 خرداد 1401 09:29
سلام خیلیاتون گاهی پیام میگذارید و سراغ اینک رو از من میگیرید. اینک حالش خوبه الحمدلله. مدتی هست که دختر بزرگش ارتباطش رو با خانواده از سر گرفته و متوجه اشتباهات و سوء تفاهمات شده. با همسر و فرزندش به خونه اینک رفت و آمد داره و الحمدلله روز های خوبی در کنار هم دارند. اینک جان نتیجه صبوری هاش رو دید و همه بحران ها رو...
-
روی مخ
شنبه 21 خرداد 1401 09:27
دیروز نمیدونم چه خبر شده بود که باز شوهرم و اقدس یک سره مشغول چت بودن. یعنی هربار که شوهرم پیاماشو باز میکرد چشم مینداختم میدیدم اقلا 60،70 تا خط نوشته...نوشته...نوشته... لال بمیری! چی میگی این همه؟!!!! حتی تا موقع خواب وقتی رفتم کنار شوهرم خوابیدم داشت به اقدس پیام میداد. من که اومدم پیشش دیگه مجبور شد گوشی رو بذاره...
-
سلفی
شنبه 17 اردیبهشت 1401 12:14
شوهرم اصلا اهل عکس گرفتن از خودش و سلفی انداختن نیست. دیشب داشتم عکسای توی گوشیش رو نگاه میکردم و دنبال یه عکس از بچه ها میگشتم. یهو دیدم دو تا عکس سلفی دلبر طور توی عکساش داره!! منم که ذهنم خرابه. با خودم گفتم حتما اینا رو گرفته فرستاده برای اقدس جونش!
-
سایه ت کم شه
یکشنبه 11 اردیبهشت 1401 23:14
به حق این اخرین ساعت های ماه رمضان... موقع نزول باران... هرچه زودتر سایه ت به خیر و عافیت از زندگی ما کم بشه...
-
شب قدر
دوشنبه 5 اردیبهشت 1401 11:13
دیشب سر افطار و سحری و بعد از احیا، شوهرم کلی با اقدس بهم پیام میزدن. نمیدونم چی میگفت دختره. ولی من خیلی ناراحت شدم. چون از سر شب تا سحر روی هم چهارتا جمله هم با من حرف نزد. اونم در حد اینو بیار اونو بگیر و ازین حرفا... دیشب هیچ دعایی برای این قضیه نکردم که مثلا خدایا شر این قضیه رو کم کن. فقط گفتم خدایا من دیگه...
-
خواب سفر
جمعه 2 اردیبهشت 1401 11:33
خواب میدیدم که متوجه شدم همسر و اقدس دوتایی یک سفر یک روزه به شمال داشتند! و نمیدونم چه طوری از برخی اتفاقات و مکالماتشون توی سفر با خبر بودم!!!! مثلا دیدم که همسر اونجا ماهی خریده و داده اقدس بپزه. بعد که اقدس پخته همسر کلی از سلیقه ش تعریف کرده و ازینجور داستانا!!! بعد دو هفته بعد همسر منو برده شمال و باز ماهی خریده...
-
دوران دوری
یکشنبه 14 فروردین 1401 18:24
قبلا توی اون وبلاگم گفته بودم که عید ها و ماه رمضون شوهرم و اقدس با هم نیستن. امسال که این دو تا ایام پشت هم افتاده نزدیک دو ماه شرش کمه!!!
-
صاحب نظر!
سهشنبه 24 اسفند 1400 17:36
میخواستیم برای عید توی باغچه مون یکم گل بکاریم. دیروز به شوهرم گفتم بریم بازار گل، گل بخریم بیاریم. شوهرم گفت اقدس گفته خواستید گل بکارید فلان کارش بکنید بهتره!!! منتظر نظر ایشون بودم. شوهرمم نمیدونم چه فکری پیش خودش میکنه راجع به گل کاشتن تو باغچه مون هم میره با اقدس حرف میزنه. احساس میکنم تو اکواریوم دارم زندگی...
-
اسم رمز
یکشنبه 22 اسفند 1400 18:56
چند روز پیش از لحاظ جن سی احساس نیاز میکردم. در نتیجه رفتم سراغ همسرم. یهو همسرم با استفاده از یک کلمه عجیب که من تا حالا نشنیده بودم ازم غیرمستقیم پرسید که من نیاز دارم که دارم این کارها رو میکنم؟! من خیلی جا خوردم. گفتم این کلمه یعنی چی؟! بعد حالم زیر و رو شد. حس کردم این اسم رمزشون برای رابطه با اقدسه... صریح هم...