-
مزاحم قبلی
پنجشنبه 14 اسفند 1399 09:19
خیلی سال پیش تو محل کار شوهرم یه دختر مطلقه بود که خیلی مارموز و مظلوم نما بود. ظاهرش مذهبی بود ولی من که خودم یک زن محجبه هستم میفهمیدم حجابش الکیه. در حوزه کار خودش، مهارت خوبی داشت و برای همین شوهرم زیاد باهاش کار میکرد. اما زیر اون نقاب مظلوم، یه دختر پر رو و خودخواه بود که چندباری پنجه تو صورت من کشیده بود... یه...
-
اذیت شدن!
شنبه 9 اسفند 1399 21:45
امروز به طور اتفاقی دیدم پوست دست شوهرم قرمز شده... بهش گفتم چی شده چرا قرمز شده؟ نمیدونم چرا یهو برگشت بهم گفت من اذیت میشم ازم این سوالها رو میپرسی یا خدا! مگه چی پرسیدم؟ خیلی ناراحت شدم... با خودم گفتم وقتی داشت زن صیغه میکرد به این فکر کرد که من اذیت میشم؟
-
چرب زبانی در روز مرد!
پنجشنبه 7 اسفند 1399 10:18
حتما امروز اقدس خودش رو میکشه از بس برای شوهر الکیش زبون میریزه... اه اه... حالم بد میشه از تصور پیام های عاشقانه ای که حتما از دیشب شروع شده و شوهر الکیش رو در حد ابرقهرمان بالا برده!!
-
پول تو جیبی
چهارشنبه 6 اسفند 1399 15:32
قبلا که اقدس نبود، وقتی پولم تموم میشد و از شوهرم درخواست پول میکردم، میپرسید پولی که دفعه پیش برات ریخته بودم رو چه کار کردی!! و من مجبور بود خرج های درشتم را اعلام کنم! این چند سال اخیر خودش متوجه شده کارش خوب نبوده... شاید از فواید زن صیعه ای باشه! چون از زن صیغه ای نمیتونه بپرسه پولی که بهت دادم خرج چی کردی!!!...
-
هدیه
پنجشنبه 30 بهمن 1399 14:49
الان که در تب و تاب خریدن هدیه ای برای روز پدر هستم(از طرف بچه ها به باباشون)... یادم افتاد... چند سال پیش شوهرم یه تابلوی خیلی خوشگل با خودش اورد خونه. و گفت کسی برام اورده. به خاطر نوع شغلش گاهی پیش میاد کسی همچین چیزایی بهش هدیه بده. ولی این یکی خیلی فرق داشت. به طور خیلی خیلی محسوسی اون تابلو با سلیقه ی زنانه...
-
ناسپاس
دوشنبه 27 بهمن 1399 23:34
قبلا اینجوری بودم که شوهرم هرقدر کم و کاستی هم تو زندگی داشت با یک هدیه کوچیک با یک سفر خوب با یک سورپرایز... همه اون کم و کاستیا رو فراموش میکردم. الان برعکس شدم. شوهرم تا آرنج دستشو بکنه تو عسل بذاره دهن من، فقط کافیه بفهمم یک روز پیش اقدس بوده...هیچ کدوم از کارای خوبش چشمم رو نمیگیره و تو دلم کلی ناله و نفرینش میکنم
-
قفل
یکشنبه 26 بهمن 1399 23:24
حالا امسال که من تصمیم گرفتم تف به ریا ماه رجب یک ذره اعمال انجام بدم.... همچین اتفاقات پشت هم برام ردیف شده که اعمالی که قبل رجب انجام میدادم هم زمین مونده!!! و حتی وقت برای درگیر شدن در حالات روحی منفی هم ندارم الحمدلله!!!
-
ماه رجب
جمعه 24 بهمن 1399 12:20
هر سال ماه رجب که می رسید فقط افسوس میخوردم که کاش همت داشتم و از ظرفیت زمانی این ماه برای بهره گیری معنوی استفاده میکردم. ولی نفسم تنبل تر از آن بود و هست که اقدامی انجام دهم... امسال به دلیل نا معلومی (هرچه فکر میکنم علت خاصی پیدا نمیکنم) در این چند روز منتهی به حلول ماه رجب حال روحی مساعدی ندارم(کامنت ها رو هم برای...
-
وابسته
جمعه 24 بهمن 1399 11:52
من به همسرم علاقه زیادی داشتم. به خاطر همسرم خیلی کارها میکردم. اما وقتی فهمیدم شوهرم با یک زن دیگه ارتباط گرفته، طبیعتا قلبم شکست. و به طور طبیعی دیگه هیچ وقت حسم بهش مثل قبل نشد. گاهی نفرینش میکنم، گاهی فحش میدم. از محبت های اضافیم کم کردم. نسبت به قبل بیشتر باهاش قهر میکنم. گذشت کمتری دارم. اولویتام رو تغییر دادم....
-
توقع
جمعه 24 بهمن 1399 01:06
گاهی اگر یه نفر از همسرش ناراضیه و برای رفع نیازهای تامین نشده ش سراغ روابط فرازناشویی میره، لزوما به این معنی نیست که همسرش کم گذاشته... بلکه ممکنه خود اون آدم توقعاتش زیاد از حد بوده... یا شاید موقع ازدواج همسرش رو مطابق خواسته های درونیش انتخاب نکرده...من بسیاری پسرها و دخترها رو دیدم که قبل ازدواج هیچ درک درستی از...
-
مقصد فحش ها
پنجشنبه 23 بهمن 1399 18:07
هر ناراحتی ای توی زندگیم پیش بیاد، هر وقت با شوهرم سر هرچیز با ربط و بی ربطی بحث کنیم، هروقت هورمونام به هم بریزه و اعصابم ضعیف شه، وکلا هر وقت زندگی بر وفق مرادم نچرخه... من توی دلم سر تا پای اقدس رو فحش میدم به شوهرمم فحش میدم... چون اون و شوهرم رو مقصر بی اعصابی هام میدونم. من قبلا ادم آرومی بودم...
-
حساسیت
چهارشنبه 22 بهمن 1399 17:05
خیلی سال پیش که مجرد بودم، یک دوست مطلقه داشتم که بنا به شغلی که داشت گاهی با رئیسش با هم با ماشین شخصی رئیسش، به جلسات مختلف میرفتند... یک روز دوستم بهم گفت که همسر رئیس توی ماشین شوهرش یک رژ پیدا کرده، زنگ زده به من کلی فحش داده... در صورتی که برای من نبوده! فکر میکنه من با شوهرش ارتباط دارم... اون روز با دیدگاهم به...
-
زاویه دید جدید
چهارشنبه 22 بهمن 1399 16:35
میخوام یک وجه از قضایای اقدس رو بگم که تا حالا بازگو نکردم... اگر جزو افراد شکاک نباشید، حتما دید شما رو به ماجراهای زندگی ما عوض میکنه، همونطور که "کمی" حال من رو بهتر کرد... مدتها بعد از اینکه من قضیه اقدس رو فهمیدم و به روی شوهرم اوردم که میدونم، یک روز وقتی در خیابان یک اقایی با یک عیب در ظاهرش رو دیدیم،...
-
بخار شیشه
دوشنبه 20 بهمن 1399 14:53
چند شب پیش بیرون بودیم. شیشه ماشین بخار گرفته بود. کودک درونم بیدار شد و شروع کردم به نقاشی کشیدن! یکهو یادم افتاد پارسال زمستون یه شب که بیرون بودیم و شیشه ماشین بخار گرفته بود، روح پلیدم یهو خلاق شد و شروع کردم رو شیشه عکس قلب با اسم خودم و شوهرم کشیدم! گفتم شاید فردا پس فردا اقدس سوار ماشین شه، شیشه ها بخار بگیره...
-
روز زن
سهشنبه 14 بهمن 1399 18:43
خیلی مزخرفه که من همه مسئولیت زندگی و وظایف یک مادر و همسر رو به دوش میکشم، اونوقت اقدس هم که یه زن الکیه! کادوی روز زن بگیره... حالا بماند که اون اگه زن بود میفهمید که با وارد شدن به زندگی یک مرد متاهل، زنش چه حالی بهش دست میده... اون فقط یک مونث است.... لابد الان ازینکه کادو گرفته کلی هم برای شوهر الکیش زبون ریخته و...
-
جنگیدن
دوشنبه 13 بهمن 1399 12:01
جنگیدن علنی با مرد، زن را از چشم مرد می اندازد. و حتی بدتر، شخصیت خود زن هم در ناخوداگاه خودش پایین می آید... پس اگر بناست رابطه ای را ترمیم کنیم، راه ان جنگ نیست... فرو بردن خشم سخت است... ولی برای دست یافتن به هدف بالاتر باید تلخی ان را تحمل کرد... با رفتار خوب کارها بهتر پیش میرود. چمد سال پیش یکی از دوستانم (که از...
-
گذشت
شنبه 11 بهمن 1399 21:19
قبل از اومدن اقدس، ما هم مثل همه ی زن و شوهرهای نرمال گاهی بحث و مشاجره داشتیم. من هیچ وقت ناراحتی رو کش نمیدادم و صبح فردا خیلی عادی رفتار میکردم و سعی میکردم بحث رو ادامه ندم. ولی شوهرم گاهی تا چند روز کش میداد. ولی بعد از اینکه فهمیدم پای یک زن دیگه تو زندگیمون باز شده، دیگه قلبم مثل قبل بزرگ نبود. تحملم دربرابر...
-
تفاوت یک سری لغات!
شنبه 11 بهمن 1399 18:36
ترویج و تبلیغ یعنی: اهای مردم... تعدد زوجات خیلی خوبه... به هزار تا دلیل. برید زن دوم بشید. برید سه تا زن بگیرید!! (مدل اقای ارموی) تایید یعنی: کار خوبیه. خواستید برید انجام بدید. رضایت قلبی یعنی: اگه ببینم کسی تعدد کرده خوشحال میشم. رضایت ظاهری یعنی: من خوشم نمیاد ولی اگرم کسی انجام داد به من ربطی نداره. ایشالله که...
-
تایید تعدد!!
شنبه 11 بهمن 1399 18:28
منطق بعضی خواننده هام خیلی جالبه! اینکه من طلاق نگرفتم یعنی تعدد رو دارم ترویج میکنم! خیلی باحالید...
-
شراره!
پنجشنبه 9 بهمن 1399 18:24
وقتی توهین ها و فحاشی های یک عده کامنتر رو میخونم... یاد شراره میفتم حالا شراره کیه؟!! نام مستعار یک بلاگر بود که سالها پیش وبلاگش رو با جدیت پیگیری میکردم... عنوان وبلاگش این بود: شراره ...یک زن دوم! اونوقتها من زندگی خوب و آرومی داشتم و هیچ خبری از اقدس نبود... ولی داستان زندگیش چالشی بود برای همین میخوندمش. من زیاد...
-
طلاق بی حاصل
پنجشنبه 9 بهمن 1399 18:00
اینکه من طلاق نگرفتم، معنیش این نیست که به طلاق فکر نکردم.... به همه جزئیات طلاق فکر هم کرده بودم. حتی به این فکر کردم که جهازم در انباری خانه مادرم جا نمیشه! باید به فکر انباری کسی دیگه باشم!! اما طلاق اولین تصمیمم نبود. یکی از گزینه های روی میزم بود! با چند مشاور صحبت کردم. پیش روانشناس هم رفتم. با تعداد زیادی زن و...
-
سادیسم
چهارشنبه 8 بهمن 1399 21:11
به خاطر حرص هایی که از دست شوهرم خوردم و میخورم و با توجه به اینکه علاقه م بهش کم شده... وقتی ضرر یا آسیب جزئی بهش میخوره دلم خنک میشه و وقتایی که حدس میزنم که اونروز پیش اقدس بوده با هر حادثه کوچیکی که براش پیش میاد از اعماق تَهَم حال میکنم!!! با یه حس پیروزی تو دلم میگم حقت بود!!!
-
دعا
چهارشنبه 8 بهمن 1399 20:11
بعد از اینکه اقدس وارد زندگی شوهرم شد، خیلی ختم و چله و دعا انجام دادم تا زندگیم مثل سابق گرم بشه و اینکه در چشم شوهرم عزیز بمونم. خیلی دعا میکردم هم برای ارامش دل خودم هم همه زنانی که مشکلی شبیه به من در زندگیشون به وجود آمده. یکی از دعاها راحت و کوتاهه هنوز دارم ادامه میدم. شنیده بودم یکی از شهدا به همسرشون گفتن از...
-
سوز و گداز
یکشنبه 5 بهمن 1399 21:07
فرض کنید دکتر قبلا به شما گفته بوده که سرطان دارید و احتمالا زیاد زنده نمیمونید. حال روحیتون خیلی بد میشه. زندگی سیاه و تلخ و پر از نا امیدیه. هیچ اینده ای برای خودتون نمیبینید. اما بعد از چند ماه و تکرار ازمایش ها، دکتر بهتون میگه خوشبختانه سرطان ندارید و قرار نیست بمیرید! ولی مریضیتون لاعلاجه و تا اخر عمر باید درد...
-
روابط موازی یا مثلثی؟
یکشنبه 5 بهمن 1399 20:37
یکی از مواردی که در رفتار شوهرم من رو خیلی میرنجونه اینه که اصلا شوهرم بهم حق نمیده که ازش دلخور باشم! میگه به تو هیچ ربطی نداره من با کسی دیگه ازدواج کنم. من باید وظایفم رو نسبت به تو انجام بدم که میدم. دیگه بقیه ش به تو ربط نداره!! وقتی راجع به رابطه ش با اقدس حرفی بزنم یه جوری برخورد میکنه انگار دارم راجع به زندگی...
-
تلافی
یکشنبه 5 بهمن 1399 00:30
چند تا از دوستان خانوادگیمون رو قبل از شروع کرونا تصمیم داشتیم دعوت کنیم. با شروع کرونا منتفی شد. دیگه این روزها که وضعیت کرونا بهتر شده گفتیم دعوتشون کنیم. اون شبی که دعوت کردیم من از صبح داشتم دست تنها کار میکردم. خیلی وقت بود خونه مون مهمون نیومده بود و وضعیت خونه نیاز به کمی تغییرات داشت. غذا پختن و تمیز کردن خونه...
-
قضاوت
چهارشنبه 1 بهمن 1399 21:05
امروز این متن رو توی اینترنت دیدم... یاد یک سری از کامنتر ها افتادم! یه جوری درباره ادمها قضاوت کنید که اگه یه روزی خلافش بهتون ثابت شد شرمنده خودتون نشید...
-
زندگی گل و بلبل وار
چهارشنبه 1 بهمن 1399 17:09
حتما شما هم در اطرافیان دیدین یا شنیدین که یک دختر و پسری سالها عاشق هم بودن و کلی تلاش کردند تا به هم برسن اما بعد از ازدواج همش کارشون دعوا بوده و نهایتا بعد از چند ماه به طلاق رسیدن... در صورتی که قبل ازدواج مدت طولانی با هم دوست بودند و شناخت از یکدیگر داشتند حقیقت اینه که ادمها تا وقتی با هم زیر یک سقف نرن خیلی...
-
رگ خواب
دوشنبه 29 دی 1399 21:55
فیلم رگ خواب رو دیدین؟ عاقبت اکثر دخترایی که تن به صیغه میدن دقیقا مثل اون فیلمه... ارزش خودتون رو حفظ کنید... نگذارید بهتون مثل یه فست فود نگاه بشه... صیغه برای زنهایی هست که واقعا شرایط زندگی دائم ندارن... اخرین راه حل
-
بحث امروز
دوشنبه 29 دی 1399 15:25
مدتها بود با شوهرم بحثم نشده بود. امروز یه چیزی توی گوشیش دیدم که به اقدس ربط داشت. یواشکی هم سر گوشیش نرفته بودم. خودش داده بود که زنگ به کسی بزنم... اولش خیلی خودمو نگه داشتم که به روش نیارم چی دیدم... ولی یه جرقه کافی بود تا بهانه پیدا کنم و ناراحتیمو بروز بدم... و شد انچه نباید میشد... با هم کلی بحثمون شد منم فحش...